چرا خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم؟
تا به حال شده وارد شبکههای اجتماعی شوید و بعد از چند دقیقه احساس کنید از زندگی خودتان عقب ماندهاید؟
یکی در حال سفر است، یکی شغل خوبی پیدا کرده، یکی خانه خریده، دیگری ازدواج کرده و شخص دیگری هر روز دستاوردهای جدیدش را منتشر میکند. در همین زمان ممکن است ذهن شما آرامآرام شروع کند به مقایسه:
«چرا من هنوز به اینجا نرسیدهام؟»
«من چه چیزی کم دارم؟»
«چرا زندگی بقیه بهتر به نظر میرسد؟»
مقایسه کردن خود با دیگران یکی از رفتارهای طبیعی ذهن انسان است. ما با مقایسه کردن، اطلاعاتی درباره جایگاه خود، تواناییها و مسیر زندگیمان به دست میآوریم.
اما وقتی مقایسه به یک عادت دائمی تبدیل شود، میتواند روی عزتنفس، رضایت از زندگی، انگیزه و سلامت روان تأثیر منفی بگذارد.
در این مقاله بررسی میکنیم چرا خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم، چه زمانی این مقایسه مفید یا مضر است و چگونه میتوانیم رابطه سالمتری با آن داشته باشیم.
مقایسه اجتماعی چیست؟
مقایسه اجتماعی یعنی ارزیابی خودمان با توجه به وضعیت یا عملکرد دیگران.
ممکن است خودمان را از نظر موارد مختلف با دیگران مقایسه کنیم:
ظاهر و بدن
درآمد و شغل
تحصیلات
روابط عاطفی
محبوبیت اجتماعی
سبک زندگی
موفقیتهای شخصی
مهارتها و تواناییها
این فرایند همیشه منفی نیست.
برای مثال، ممکن است عملکرد فردی را ببینیم و از آن برای تعیین هدف خودمان استفاده کنیم:
«او توانسته این مهارت را یاد بگیرد؛ من هم میتوانم برای یادگیری آن برنامهریزی کنم.»
در این حالت، مقایسه میتواند به انگیزه تبدیل شود.
مشکل زمانی ایجاد میشود که مقایسه به این نتیجه برسد:
«او از من بهتر است، پس من کافی نیستم.»
چرا مغز ما دیگران را با خودمان مقایسه میکند؟
انسانها موجوداتی اجتماعی هستند و در طول زندگی دائماً اطلاعات مختلفی درباره خود و محیط اطرافشان دریافت میکنند.
مقایسه اجتماعی یکی از راههایی است که از طریق آن میتوانیم خودمان را ارزیابی کنیم.
وقتی نمیدانیم عملکردمان خوب است یا نه، ممکن است ناخودآگاه به دیگران نگاه کنیم.
مثلاً اگر ندانیم درآمد مناسبی داریم یا نه، ممکن است درآمد خود را با دوستان، همکاران یا افراد مشابه خود مقایسه کنیم.
این مقایسه میتواند اطلاعاتی در اختیار ما قرار دهد؛ اما همیشه تصویر کاملی از واقعیت ارائه نمیکند.
مقایسه رو به بالا و رو به پایین
مقایسه اجتماعی معمولاً به دو شکل اتفاق میافتد.
مقایسه رو به بالا
در این حالت خودمان را با فردی مقایسه میکنیم که از نظر ما در یک زمینه شرایط بهتری دارد.
مثلاً:
فردی درآمد بیشتری دارد.
فردی ظاهر مورد علاقه ما را دارد.
فردی در شغلش موفقتر است.
فردی روابط اجتماعی بیشتری دارد.
این نوع مقایسه میتواند دو نتیجه متفاوت داشته باشد.
ممکن است باعث انگیزه شود:
«اگر او توانسته، من هم میتوانم برای رسیدن به هدفم تلاش کنم.»
یا باعث کاهش عزتنفس شود:
«من هیچوقت نمیتوانم به آن سطح برسم.»
مقایسه رو به پایین
در این حالت فرد خودش را با کسی مقایسه میکند که تصور میکند شرایط دشوارتری دارد.
ممکن است این مقایسه برای مدت کوتاهی احساس بهتری ایجاد کند، اما اگر تبدیل به روش اصلی فرد برای حفظ عزتنفس شود، الزاماً راهکار سالمی نیست.
اعتمادبهنفس پایدار بهتر است فقط بر اساس «بهتر بودن از دیگران» ساخته نشود.
شبکههای اجتماعی چه نقشی در مقایسه دارند؟
شبکههای اجتماعی مقایسه اجتماعی را بسیار آسان کردهاند.
ما در گذشته معمولاً زندگی خودمان را با تعداد محدودی از افراد اطرافمان مقایسه میکردیم.
اما امروز میتوانیم در چند دقیقه با صدها یا هزاران نفر مواجه شویم.
نکته مهم این است که چیزی که در شبکههای اجتماعی میبینیم، معمولاً نماینده تمام زندگی یک فرد نیست.
افراد بیشتر تمایل دارند بخشهای جذاب زندگی خود را منتشر کنند:
موفقیتها
سفرها
جشنها
دستاوردهای کاری
روابط خوشحالکننده
عکسهای ویرایششده
اما بخشهای دشوار زندگی معمولاً کمتر دیده میشوند.
بنابراین ممکن است زندگی واقعی خودمان را با منتخبترین لحظات زندگی دیگران مقایسه کنیم.
این مقایسه از ابتدا نابرابر است.
چرا بعد از استفاده از شبکههای اجتماعی احساس بدی پیدا میکنیم؟
فرض کنید یک روز معمولی دارید.
صبح دیر بیدار شدهاید، کارهایتان عقب افتاده و انرژی زیادی ندارید.
سپس وارد شبکه اجتماعی میشوید و تصاویر چند نفر را میبینید که:
سفر هستند،
ورزش میکنند،
در یک شرکت موفق کار میکنند،
رابطه عاطفی خوبی دارند،
و ظاهراً از زندگی کاملاً راضی هستند.
ممکن است ذهن شما این پیام را دریافت کند:
«همه دارند پیشرفت میکنند، جز من.»
در حالی که واقعیت این است که شما اطلاعات کاملی از زندگی هیچکدام از آن افراد ندارید.
مقایسه چگونه روی عزتنفس تأثیر میگذارد؟
اگر فرد به طور مداوم خودش را پایینتر از دیگران ارزیابی کند، ممکن است به تدریج تصویری منفی از خودش شکل بگیرد.
مثلاً:
مقایسه:
«دوستم درآمد بیشتری دارد.»
↓
تفسیر:
«پس من موفق نیستم.»
↓
باور:
«من آدم توانمندی نیستم.»
مشکل اصلی همیشه خود مقایسه نیست؛ بلکه معنایی است که به نتیجه مقایسه میدهیم.
داشتن درآمد کمتر از فرد دیگری لزوماً به معنای ناتوان بودن نیست.
موفقیت یک فرد، شکست فرد دیگری محسوب نمیشود.
مقایسه و کمالگرایی
کمالگرایی نیز میتواند مقایسه اجتماعی را تشدید کند.
فرد کمالگرا ممکن است دائماً خودش را با افرادی مقایسه کند که در یک زمینه عملکرد بسیار بالایی دارند.
حتی زمانی که خودش پیشرفت قابلتوجهی داشته، ممکن است توجهش فقط روی فاصله باقیمانده متمرکز شود.
برای مثال:
«امسال خیلی بهتر شدم، ولی هنوز به اندازه فلانی موفق نیستم.»
در این حالت، پیشرفت واقعی فرد نادیده گرفته میشود.
چگونه مقایسه کردن خود با دیگران را مدیریت کنیم؟
هدف این نیست که دیگران را نادیده بگیریم یا هیچوقت خودمان را با کسی مقایسه نکنیم.
مقایسه میتواند اطلاعات مفیدی در اختیار ما قرار دهد.
هدف این است که مقایسه را از یک ابزار قضاوت درباره ارزش شخصی خودمان، به ابزاری برای شناخت و رشد تبدیل کنیم.
1. مقایسه را شناسایی کنید
اولین قدم این است که متوجه شوید چه زمانی در حال مقایسه کردن خودتان هستید.
مثلاً وقتی با خودتان میگویید:
«چرا من مثل او نیستم؟»
مکث کنید و از خودتان بپرسید:
«دقیقاً چه چیزی را با او مقایسه میکنم؟»
شاید متوجه شوید که فقط یک بخش از زندگی خودتان را با یک بخش از زندگی او مقایسه کردهاید.
2. معیار مقایسه را تغییر دهید
به جای اینکه همیشه خودتان را با دیگران مقایسه کنید، گاهی خودتان را با گذشته خودتان مقایسه کنید.
به جای:
«من از او عقبتر هستم.»
بپرسید:
«من نسبت به یک سال قبل چه تغییری کردهام؟»
این تغییر نگاه میتواند ارزیابی واقعبینانهتری از پیشرفت شخصی ایجاد کند.
3. بین واقعیت و تصویر تفاوت بگذارید
وقتی کسی را در شبکههای اجتماعی میبینید، به خودتان یادآوری کنید:
«من فقط بخشی از زندگی این فرد را میبینم.»
این جمله ساده میتواند جلوی بسیاری از برداشتهای اشتباه را بگیرد.
4. موفقیت دیگران را تهدید تلقی نکنید
موفقیت فرد دیگری چیزی از ارزش شما کم نمیکند.
اگر دوست شما در شغلش پیشرفت کرده است، این اتفاق به معنای شکست شما نیست.
میتوانید از موفقیت دیگران اطلاعات بگیرید بدون اینکه ارزش خودتان را به آن گره بزنید.
5. هدف شخصی خودتان را مشخص کنید
اگر ندانیم دقیقاً چه چیزی برایمان مهم است، احتمالاً معیارهای دیگران را به عنوان معیار زندگی خودمان انتخاب میکنیم.
از خودتان بپرسید:
من واقعاً چه چیزی میخواهم؟
موفقیت برای من چه معنایی دارد؟
چه نوع زندگیای برای من رضایتبخش است؟
کدام اهداف واقعاً متعلق به خودم هستند؟
ممکن است بعد از پاسخ دادن به این سؤالها متوجه شوید چیزی که بابت نداشتنش ناراحت بودید، اصلاً هدف واقعی شما نبوده است.
یک تمرین ساده
یک کاغذ بردارید و سه ستون ایجاد کنید:
| مقایسه | احساسی که ایجاد میکند | نیاز یا هدف واقعی من |
| ----------------------------- | ---------------------- | -------------------- |
| درآمد من با دوستم | احساس عقبماندن | پیشرفت شغلی |
| ظاهر من با افراد شبکه اجتماعی | نارضایتی | مراقبت بهتر از خودم |
| تعداد دنبالکنندهها | احساس کمارزش بودن | ارتباط اجتماعی بیشتر |
حالا به ستون سوم نگاه کنید.
این ستون مهمترین قسمت تمرین است.
چون به جای اینکه فقط بگویید:
«من چرا مثل او نیستم؟»
میپرسید:
«من واقعاً چه چیزی میخواهم و برای رسیدن به آن چه کاری از دستم برمیآید؟»
چه زمانی مقایسه کردن میتواند مفید باشد؟
مقایسه همیشه دشمن ما نیست.
اگر درست استفاده شود، میتواند به ما کمک کند:
اهداف واقعبینانهتری تعیین کنیم.
نقاط قوت و ضعف خود را بشناسیم.
از تجربه دیگران یاد بگیریم.
برای یادگیری مهارتهای جدید انگیزه بگیریم.
مسیر پیشرفت خود را بهتر ارزیابی کنیم.
تفاوت در این است که نتیجه مقایسه باید به اطلاعات و اقدام منجر شود، نه تحقیر خود.
چه زمانی بهتر است از روانشناس کمک بگیریم؟
اگر مقایسه کردن به شکل مداوم باعث کاهش ارزشمندی شخصی، اضطراب، نارضایتی شدید از خود یا اختلال در روابط و زندگی روزمره شده است، صحبت با یک روانشناس میتواند مفید باشد.
درمانگر میتواند به فرد کمک کند الگوهای فکری مرتبط با مقایسه، عزتنفس و باورهای مربوط به ارزش شخصی را بهتر بشناسد و روی آنها کار کند.
جمعبندی
مقایسه کردن بخشی طبیعی از ذهن انسان است و نمیتوان همیشه از آن فرار کرد.
مسئله این نیست که دیگران را نبینیم؛ مسئله این است که ارزش خودمان را با زندگی دیگران اندازهگیری نکنیم.
هر فرد مسیر، شرایط، امکانات، محدودیتها و زمانبندی متفاوتی دارد.
به جای اینکه دائماً بپرسیم:
«چرا من مثل او نیستم؟»
گاهی بهتر است بپرسیم:
«من میخواهم چه کسی باشم و امروز چه قدم کوچکی میتوانم برای نزدیک شدن به آن بردارم؟»
موفقیت دیگران قرار نیست شکست ما باشد.
گاهی بهترین مقایسه، مقایسهی امروز ما با دیروز خودمان است.


